نگرانی

آيا کاری به غیر از غصه خوردن ندارید؟ آيا اين باعث ميشود كه نتوانيد درست فكر كنيد و از زندگی لذت ببريد؟

 
در طي اين سفر زندگي شما ميتوانيد از جاده نگرانی به سوی آرامش برويد. در زندگي ما مسائل زيادی پيش مي آيند كه ما را نگران ميسازند. مسائلي از قبيل امنيت مالی، روابط ما با ديگران و آينده ما. امكان دارد كه بخاطر آنچه نمي دانيم، و در مورد آنچه ممكن است پيش آيد؛ و ممكن است بخاطر آنچه در گذشته اتفاق افتاده و تأثير آن در زندگی حال نگران باشيم. ناراحت شدن در مورد يك وضعيت خاص، خودش يك امر جداگانه است. ولی اگر اين احساس نگرانی را برطرف نكنيد، ممكن است رشد كند و تبديل به شك و ترديد و ترس شود، و شادي زندگي شما را نابود سازد. در مورد نگراني مسئله اينست كه در زندگي وضعيتهايي پيش مي آيد كه شما قادر به كنترل و اصلاح آنها نيستيد. شما نمي توانيد هر وضعيت و هر شخصي را كنترل كنيد. شما قادر نيستيد كه همه اوضاع را طوری بپيچانيد كه نتيجه مورد نظرتان را بدست آوريد. و بايد اقرار كرد كه زمانهايی نيز پيش مي آيد كه حتي احساسات خودتان را هم نمي توانيد كنترل كنيد. وقتي تا مسائلي مواجه مي شويد كه باعث نگراني ميشوند،‌ شما ميتوانيد سعي كنيد كه از احساسات خود و معيارهاي شخصي پيروي نماييد. ولي كي مي تواند بگويد كه احساسات شما صحيح است يا اينكه كاربرد معيارهايتان نتايج مورد نظرتان را به شما ميدهند. اي كاش كسي را داشتيم كه همسفر ما مي شد و به ما ياد ميداد كه چگونه بر نگراني هاي خود با آرامش كامل غلبه كنيم، آنگاه زندگی خيلي آسانتر ميشد. بايد به شما مژده دهم كه چنين شخصي وجود دارد، نام او عيسي مسيح است. عيسي مسيح بيش از دو هزار سال پيش به اين جهان آمد تا محبت خدای پدر را به نشان دهد. او نيامد تا مذهب ديگري بياورد. او آمد تا جريمه نافرمانی ما را نسبت به خدا بپردازد و به ما زندگي نوينی عطا فرمايد. كتاب مقدس انجيل سخنان عيسي را چنين نقل كرده است: ""به شما آرامش ميدهم، من آرامش خود را به شما مي دهم... دل شما مضطرب نشود، و ترسان نباشيد."" توجه فرماييد كه در تاريخ دنيا عيسي تنها كسي است كه ميتوانست چنين ادعائی بكند. او تجربه داشت كه با اوضاع خارج از كنترل چگونه بايد دست و پنجه نرم كرد. بعضی از دوستان نزديكش فكر ميكردند ديوانه شده است. آنها او را ترك كردند و حتی تسليمش نمودند. اگر كسي در دنيا حق داشت نگران باشد، او عيسي بود. اما او بر نگراني و احساس عدم تسلط بر اوضاع پيروز شد. او اين كار را با تسليم خواست خودش به خدا انجام داد. عيسي در حضور خدای پدر چنين دعا كرد، ""نه اراده من بلكه اراده تو انجام شود"". عيسی با اين كار، خود را فروتن ساخت و مطيع معيارهای الهي و اراده خدا گرديد. و كليد مسئله در همين جا است! او طريق آرامش را با طلب كنترل بدست نياورد، بلكه با تسليم كنترل امور به دست خداوند و پيروي از هدايت خداوند. شما نيز ميتوانيد همينطور دعا كنيد از نگراني وارد جاده آرامش شويد. اگر اجازه بدهيد همين الان ميتوانيم با عيسي دراين باره سخن بگوييم... عيسای عزيز، خواهش ميكنم نگرانی را از من بگير و آن را با آرامش كامل خود جايگزين نما. خواهش ميكنم گناهانم را ببخش و به زندگيم معنا و مفهوم عطا فرما. من قلبم را به تو تسليم ميكنم و تقاضا دارم كه كنترل زندگيم را همين الان بدست بگيری. متشكرم. بسيار خوب، اكنون اين كار را بكنيد. دگمه بله را در اين صفحه كليك كنيد و ما ترتيبی ميدهيم كه كسي با شما تماس بگيرد. شايد شما علاقمند هستيد ولي هنوز آماده نيستيد كه اين قدم را به سوی عيسي برداريد. وقتي شما حاضر شديد او نزد شما حاضر خواهد بود چونكه شما را دوست ميدارد.

در اين سفر زندگی شما ميتوانيد از جاده نگرانی به سوی آرامش برويد. اينطور دعا كنيد:

عيسای عزيز خواهش ميكنم نگرانی و اضطراب مرا بگير و با آرامش كامل خودت آن را جايگزين كن. گناهانم را ببخش و به زندگيم معنا وشادی عطا فرما. من قلبم را به تو می سپارم و خواهش ميكنم كه همين الان كنترل زندگيم را بدست بگيری. متشكرم.

 
Yes! I prayed the PrayerI still have questions